X
تبلیغات
کشاورزی بوم شناختی(اگرواکولوژی)

کشاورزی بوم شناختی(اگرواکولوژی)

کشاورزی بوم شناختی ایران

 

کشاورزی بوم شناختی Agroecology

From Wikipedia, the free encyclopedia

 
Jump to: navigation, search

Agroecology is the science of applying ecological concepts and principles to the design, development, and management of sustainable agricultural systems. Agroecologists study the life in and around the soil to enhance yields, overcome pests, and increase overall productivity. They may measure the soil life, texture, structure, ph, moisture, and numerous other qualities. Soil life has been shown to be particularly important in the cycling of nutrients necessary for high yields.[1] In addition to the study of the soil, agrecologists must be aware of the broad ecosystem within which a farm operates. By understanding predators and the complex interrelationships among plants and animals, agrecologists can make the environment work for rather than against farmers.

While farming methods vary, traditional manipulated "agroecosystems" generally differ from natural ecosystems in several ways. Whereas conventional farming generally involves maintenance at an early successional state, monoculture, crops generally planted in rows, simplification of biodiversity, intensive tillage, which exposes soil to erosion, use of genetically modified organisms and artificially selected crops[2]. agroecology minimizes these practices if possible.

An agroecosystem is a key idea in agroecology - they are defined as "semi-domesticated ecosystems that fall on a gradient between ecosystems that have experienced minimal human impact, and those under maximum human control, like cities."[3]. Thus agroecosystems are generally defined as novel ecosystems that produce food via farming under human guidance. At its most narrow, "agroecology refers to the study of purely ecological phenomena within the crop field, such as predator/prey relations, or crop/weed competition."[3]


The agroecologist views any farming system primarily with an ecologist's eye; that is, it is not firstly economic (created for a commodity and profit), nor industrial (modeled after a factory). In fact, agroecosystems are both understood and designed following ecological principles. For example, integrated pest management aims to control problematic pests through introduction of other species, not application of pesticides to kill that pest. A common example of this would be intercropping to attract beneficial insects within rows of a given plagued crop. The insects would balance the disturbed ecology represented by the pest, thus eliminating unsustainable practices such as increasingly intensified pesticide use.

The term itself appeared in the late 1970s. It arose from the recognition that Green Revolution-era agroecosystems were highly dependent upon inputs such as pesticides, capital-intensive machinery, and specific seed varieties engineered or bred in the global North. The impacts of such agricultural systems have tended to exacerbate the intertwined social, political, and economic problems of the developing countries, or the global South.

K.H.W. Klages is credited as one of the first to discuss ecology and agriculture.

Practitioners take a critical view of modern industrial agricultural techniques, and see the industrial model as fundamentally or radically (at its roots) unsustainable.

Some current world issues that tie into agroecology - and its coupling of agronomy with the social sciences - include food sovereignty and rural development.

An important movement which can be related to agroecology is agrarianism. Another current trend that has informed much work in agroecology is traditional agriculture or indigenous

agriculture.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  نوزدهم خرداد 1387ساعت 23:23  توسط فخرالدین هاشمی شادگان  | 

http://www.organic-agriculture.persianblog.ir/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فواید کشاورزی ارگانیک برای محیط زیست 
     
خیلی از تغییرات در محیط زیست در درازمدت اتفاق می افتد. در کشاورزی ارگانیک چون به اکوسیستم احترام گذاشته می شود اثر مخربی برای محیط  زیست ندارد. در مورد خاک نیز در کشاورزی ارگانیک از کمترین شخم ، کودهای بیولوژیکی ، تناوب کشت مناسب، گیاهان پوششی و ... استفاده می شود.
    
همچنین با بهبود جانوران مفيد خاک و تخمیر مواد آلی ، بافت خاک بهبود يافته و  باروری خاک افزایش می یابد. و میزان مواد مغذی بیشتری به خاک داده می شود. به همین دلیل فرسایش خاک کم گردیده و تنوع زیستی خاک افزایش یافته.
    
در بسیاری  از مناطق کشاورزی، آب به دلیل مصرف بی رویه کود و سموم آلوده گردیده است و به دلیل اینکه در کشاورزی ارگانیک از این مواد کمتر استفاده می گردد به همین دلیل آب نیز آلوده نمی گردد.
    
برای باروری خاک در کشاورزی ارگانیک از کمپوست ، کودها ی حیوانی و کودهاي آلي نیز استفاده می گردد.
    
برای تولید کودهای شیمیایی باید از منابع تجدید نشدني مانند نفت استفاده کرد و چون در کشاورزی ارگانیک از این مواد استفاده نمی گردد پس آلودگی هوا نیز کمتر است.
    
همچنین کشاورزی ارگانیک از اثرات گلخانه ای می کاهد.  زیرا خیلی از فعالیتهای انجام شده در کشاورزی ارگانیک مانند حداقل شخم ، استفاده از گیاهان تثبیت کننده نیتروژن ، باز گرداندن ضایعات کشاورزی به خاک ، استفاده از گیاهان پوششی باعث افزایش بازگشت کربن به خاک گشته و حفظ و ذخیره سازی کربن  را باعث می گردد.
    
کشاورزان ارگانیک هم نگهبان تنوع زیستی هستند و هم استفاده کننده از تنوع زیستی . مثلاً استفاده از بذور بومی که مقاومت بیشتری نسبت به بیماریها و شرایط بد محیطی دارند بسیار مرسوم است.
    
در سطوح اکوسیستم حفظ منابع طبیعی در اطراف کشاورزی ارگانیک و فقدان مواد شیمیایی باعث حفظ حیات و حش می گردد. همچنین آیش گذاری زمین باعث عدم فرسایش خاک در تنوع زیستی می گردد.
    
استفاده از فرآوده های اصلاح شده ژنتیکی(تراریخته) در کشاورزی ارگانیک جایز نیست . زیرا اثرات فرآورده های اصلاح شده ژنتیکی هنوز بخوبی شناخته نشده اند و گیاهان تراریخته ژنتیکی خطرات بسیاری را برای محیط زیست به همراه دارند .
    
هدف کشاورزی ارگانیک  تشویق و توسعه تنوع زیستی است و گواهی های تایید ارگانیک  بر این مساله نظارت دارند.
    
کشاورزی ارگانیک با اکولوژی هماهنگ  است و باعث تثبیت بافت خاک ، حفظ چرخه آب ، چرخه کربن ، چرخه مواد غذایی و آلودگی کمتر زمين است .

به نظر میرسد برای توسعه و ترویج کشاورزی ارگانیک و در کل تولید پایدار نیاز به فرهنگ سازی از جانب سازمانهای غیر دولتی و دولتها داریم. که متاسفانه در ایران سازمانهای غیر دولتی به دلیل دولتی بودن تمام امور نمیتوانند به درستی فعالیت کنند و دولت نیز آنقدر وسیع و ناکارآمد است که در اصل هیچ کاری انجام نمیدهند و تنها در حال توسعه ناپایدار تولیدات کشاورزی هستند و هر روزه شاهد مواردی جدید از فجایع زیست محیطی( شامل انقراض نسل گیاهان و حیوانات، فرسایش خاک، آلودگی آبها، آلودگی خاکها و افزایش بیماریها و ناهنجاریهای ناشی از این آلودگی ها ) هستیم.

+ نوشته شده در  دهم بهمن 1386ساعت 18:36  توسط فخرالدین هاشمی شادگان  | 

ایسنا :گياهان زراعي در حال فراموشي!‌ انجام تحقيقات و ايجاد منبع دائمي جهت تامين بذر براي نجات اين گي

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: كشاورزي و دامپروري

از آغاز كشاورزي تاكنون، انسان هزاران گونه گياهي را به منظور مصارف غذايي مورد استفاده قرار داده و امروزه از ميان تمام گونه‌هاي اهلي شده فقط پنجاه گونه در سطح وسيع كشت مي‌شوند كه از اين تعداد، چهارگونه بيش از نيمي از نيازهاي غذايي مردم جهان را تشكيل مي‌دهند.

به گزارش خبرنگار كشاورزي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، بسياري از گياهان بومي كه براي اقشار كم‌درآمد و ضعيف جامعه از اهميت زيادي برخوردار بودند در حال حاضر به‌دست فراموشي سپرده شده يا درآينده نزديك به فراموشي سپرده خواهند شد.

اين گياهان با توجه به شرايط زماني، بخشي از سطح زير كشت كل محصولات زراعي كشور را به خود اختصاص مي‌دادند ولي در حال حاضر كشت و توليد آنها تحت‌الشعاع گياهان و عوامل ديگر قرار گرفته و به‌كنار گذاشته شده‌اند.

معرفي گونه‌هاي جديد، از دست رفتن قدرت رقابت اين گونه‌ها در مقايسه با گونه‌هاي پر محصول، تغييرات تدريجي در تقاضا، اقتصاد و مسائل فرهنگي، سياسي و ممنوعيت‌هاي مذهبي و در نهايت حذف تدريجي گروه‌هاي محلي كه روش‌هاي كشت و طبخ اين گياهان را به خوبي مي‌دانستند از جمله عوامل متعدد در فراموشي گياهان زارعي به شمار مي‌آيد.

در طبيعت ايران بيش از هفت هزار و پانصد گونه گياهي وحشي خودرو يافت مي‌شود كه از غناي تنوع زيستي گياهي کشور حكايت دارد. وجود برخي گياهان از جمله باريجه، گلپر، زيره سياه ايراني و اسفرزه ايراني كه خاص سرزمين ايران است بر اهميت فلور گياهي كشور افزوده است.

با اين همه زماني كه به تنوع محصولات زراعي نظر افكنده شود مشاهد مي‌گردد كه از 38 گونه گياهي زراعي در كشور در مجموع 21 گونه كه 88 درصد سطح زير كشت را به خود اختصاص مي‌دهند مربوط به غلات و بقولات است.

در بين گياهان ليفي، اقتصادي‌ترين گياه براي توليد خمير كاغذ گياه، كنف است به طوري كه عملكرد كاغذ كنف بيشتر از كاغذ حاصل از درختان است؛ همچنين خمير حاصل از كنف نسبت به باگاس نيشكر، برتري دارد. از كنف در توليد گوني، نخ، صافي قند، طناب، تورماهيگيري، نخ فرش ماشيني،‌ موكت، عايق بندي لوله‌ها و بستر دام استفاده مي‌شود.

پوست كنف به عنوان علوفه و كنجاله آن به عنوان كود يا خوراك دام كاربرد دارد. از بذر كنف كه 15 تا 25 درصد روغن دارد نيز مي‌توان به صورت روغن خوراكي استفاده كرد.

كتان نيز از جمله گياهان ليفي است كه از الياف آن در كارخانجات ريسندگي و بافندگي، تهيه كاغذ، نخ و طناب استفاده مي‌شود. دانه كتان داراي 30 تا 45 درصد روغن است كه حدود 70 تا 80 درصد آن در صنعت رنگرزي و صيقل دادن و بقيه در ساخت لينولئوم، ماده مخصوص بتونه، تهيه جوهر، صابون‌سازي و تثبيت رنگ چرم به كار مي‌رود. همچنين روغن كتان بهترين روغن در صنعت رنگرزي و رنگ‌سازي است.

بررسي وضعيت سطح زير كشت اين گياهان كه عمدتا در استان‌هاي گيلان، مازندران، خوزستان و منطقه ورامين قراردارد نشان مي‌دهد كه بيشترين سطح زيركشت مربوط به سال 1340 شمسي با حدود 9000 هكتار بوده كه اين ميزان با 7/74درصد كاهش در سال 1365 به 2280 هكتار رسيده است.

اين در حالي است كه سطح زير كشت اين محصولات در سال 1379 به 107 هكتار رسيده كه نشان دهنده 8/98 درصد كاهش نسبت به سال 1340 و 3/95 درصد كاهش نسبت به سال 1365 مي‌باشد. چنين وضعيتي گوياي آن است كه در صورت عدم برنامه‌ريزي مناسب و تغيير رويه، از هم اكنون مي‌توان اين دو گياه را به عنوان گياهان فراموش شده در نظر گرفت.

كرچك نيز يك گياه روغني ـ دارويي است كه ايران از مراكز تغييرپذيري اين گياه معرفي شده است. يكي از خصوصيات اين گياه مقاومت آن به خشكي است. بررسي وضعيت سطح زيركشت اين گياه در كشور گوياي آن است كه كرچك در سال 1362 در 1013 هكتار كشت مي‌شده در حاليكه در سال 1375 اين سطح به 2458 هكتار افزايش يافته ولي به دليل عدم توجه به مصارف و كاربردهاي روغني و دارويي، اين گياه در سال 1381 سطح زيركشتي معادل فقط ده هكتار را به خود اختصاص داده است. اين مبين آن است كه سطح زير كشت كرچك در سال 1381 نسبت به سال 1375 ، 6/99 درصد كاهش داشته است و به عبارتي مويد فراموش شده كرچك است.

وجود دو متولي براي اين گياه و وجود پتانسيل صادرات روغن آن (در سال 1381 حدود يك تن روغن به جمهوري آذربايجان صادر شده است) روند فراموش شدن اين گياه را كمي عجيب كرده است.

سيب‌زميني شيرين نيز يكي از محصولات فراموش شده است كه 98 درصد توليد اين گياه مربوط به كشورهاي در حال توسعه و 90 درصد آن مربوط به قاره آسيا مي‌باشد.

از اين گياه در صنعت نشاسته سازي، الكل سازي، بيسكوئيت، شيريني و شكلات، مربا، مارمالاد، نان، سركه، شربت گلوكز، آرد و كمپوت استفاده مي‌شود. در صنايع مرتبط با نوشابه‌سازي و بستني‌سازي نيز از سيب‌زميني شيرين به وفور استفاده مي‌گردد.

اين گياه در سال‌هاي نه چندان دور در استان‌هاي كرمانشاه، سيستان و بلوچستان و هرمزگان كشت مي‌شد ولي در سال‌هاي اخير به حاشيه رانده شده و صرفا در استان هرمزگان به صورت زراعي كشت مي‌شود. در منطقه جاسك مصرف اين گياه به صورت پخته، تنوري و حلوا متداول است.

قيمت بالاي محصول در سر مزرعه و در بازار بندرعباس، ذائقه‌پسندي مناسب آن در شهر تهران براساس نتايج يك طرح مطالعاتي، مقاومت به خشكي و كم توقع بودن آن نسبت به نهاده‌هاي مصرفي گوياي توان مناسب اين گياه براي توسعه است.

در حال حاضر وجود آن در بندرعباس به صورت تك بوته، در ميناب در سطوح بسيار خرد و در منطقه جاسك حدود 10 هكتار است. علاقه بسيار زياد مردم بومي جاسك و قيمت تمام شده كم آن دلايلي است كه هنوز به حفظ اين گياه در منطقه كمك كرده است ولي در صورت ورود گياهي جايگزين در منطقه، فراموش شدن آن با شدت بيشتري انجام خواهد گرفت.

منداب نيز يك گياه روغني است كه وضعيت سطح زيركشت اين گياه گوياي آن است كه در سال 1367 در كشور حدود 1633 هكتار منداب كشت مي‌شده و اين در حالي است كه در سال 1381 سطح اين گياه به 99هكتار كاهش يافته كه نشان دهنده ركود 94 درصدي سطح زيركشت آن است. با توجه به گياهان روغني رقيب به نظر مي‌رسد كه يكي از گياهان فراموش شده كشور منداب باشد.

همچنين كنجد يكي ديگر از گياهان روغني است كه در سال‌هاي 2000 تا 2130 قبل از ميلاد مسيح در ايران از اهميت زيادي برخوردار بوده است.

کنجد گياهي است که به علت دارا بودن مقاومت به خشکي مي‌توان آن‌را به راحتي در مناطق خشک کشت کرد. بررسي وضعيت سطح زيركشت كنجد طي سال‌هاي 1362 تا 1381 گوياي آن است كه بيشترين سطح زيركشت مربوط به سال 1379 با 62261 هكتار بوده است. در سال 1381 سطح زيركشت اين گياه به 42282 هكتار كاهش يافته است كه نشان دهنده كاهش 9/30 درصدي سطح زيركشت مي‌باشد. لذا بر اين اساس مي‌توان انتظار داشت كه در صورت ادامه همين روند و عدم برنامه‌ريزي صحيح، كنجد نيز از جمله محصولاتي خواهد بود كه در آينده به‌دست فراموشي سپرده شود.

درخصوص گياهان روغني لازم به ذكر است كه علي‌رغم سابقه ديرينه و پي بردن به ظرفيت بالقوه دانه‌هاي روغني، در كشور به دلايل گوناگون همچون متكي بودن به صنعت نفت، فقدان برنامه‌ريزي صحيح براي اولويت‌هاي كشاورزي و عدم آگاهي از چگونگي توليد صحيح اين محصولات در توليد كرچك و كنجد سير نزولي طي شده است.

اسپرس از جمله گياهان علوفه‌اي به شمار مي‌آيد كه از اين گياه مي‌توان در ديم‌زارها استفاده كرد. گياه مذكور مقاومت زيادي به چراي مفرط از خود نشان مي‌دهد. اين گياه را در مناطق خشك كشت مي‌كنند.

بررسي وضعيت سطح زيركشت اين گياه نشان مي‌دهد كه در سال 1369 سطحي معادل 69466 هكتار در زيركشت اين گياه قرار داشته است.

در سال 1376 اين مقدار با 2/15 درصد كاهش به 58894 هكتار و در سال 1381، با 8/47 درصد كاهش به 36221 هكتار رسيده است.

توجه به محصولاتي همچون ذرت دانه‌اي و علوفه‌اي و نيز يونجه و شبدر باعث شده تا ساير محصولات علوفه‌اي از جمله اسپرس در حاشيه قرار گرفته و با اين روند سير فراموش شدن آنها هموار شود.

گشنيز نيز از قديمي‌ترين گياهان دارويي شناخته شده است. امروزه گياه مذكور در تمام نقاط جهان جهت مصارف دارويي و غذايي كشت مي‌شود. از اسانس گشنيز در صنايع غذايي، آرايشي و بهداشتي، نوشابه‌سازي، شكلات‌سازي و نيز صنايع دارويي استفاده مي‌شود.

توليد ساليانه جهاني آن بيش از 220 هزار تن است كه حدود 60 درصد آن به روسيه تعلق دارد.

وضعيت سطح زيركشت اين گياه در كشور بدين صورت است كه در سال 1377 در 20656 هكتار كشت مي‌شده و در سال 1381 با 7/76 درصد كاهش به سطحي معادل 4816 رسيده است. اين در حالي است كه اين گياه نيز در كشور داراي دو متولي بوده يعني بخش سبزي و صيفي و بخش گياهان دارويي و همين‌طور كه آمارها نشان مي‌دهد گشنيز نيز از ديگر گياهاني است كه در مسير فراموشي قرار گرفته است.

سنگنك نيز گياهي است كه سطح زيركشت آن در سال 1375 حدود 7040 هكتار بوده است كه در سال 1381 اين مقدار به 1957 هكتار كاهش يافته است. اين روند نشان دهنده كاهش 2/72 درصدي سطح زيركشت اين گياه در كشور است. اين گياه با چنين وضعيتي به سرعت در مسير فراموشي حركت مي‌كند.

سطح زيركشت ماش نيز در سال 1365 حدود 69425 هكتار بوده كه در سال 1381 اين مقدار به 21773 هكتار كاهش يافته است. اين روند نشان دهنده 6/68 درصد كاهش در سطح زيركشت اين گياه است. ماش نيز با وضعيت اخير يكي از ديگر گياهاني است كه فراموشي آن آغاز شده و ادامه روند اين فراموشي بستگي به تخصيص اعتبار لازم به بخش حبوبات و مطالعات بيشتر دارد.

وسمه نيز از جمله اين گياهان است كه سطح زير كشت آن در سال 1365 حدود 1694 هكتار بوده كه در سال 1381 اين مقدار به 162 هكتار كاهش يافته است. اين روند نشان دهنده 4/90 درصد كاهش در سطح زيركشت اين گياه مي‌باشد. با چنين كاهشي در سطح زيركشت، وسمه را مي‌توان يكي از گياهان فراموش شده در كشور تلقي كرد.

توجه بيش از حد متوليان بخش كشاورزي به چند محصول استراتژيك و كنار گذاشتن ساير محصولات باعث كاهش تنوع زيستي كشاورزي و ترويج نگرش‌ كشتهاي خالص و نيز عدم رعايت تناوب‌هاي صحيح گرديده است. گو اينكه در حال حاضر نيز با حمايت‌هاي زياد از محصولاتي همچون گندم و كلزا بسياري از سطوح زير كشت ساير محصولات زراعي در كشور به اين دو گياه اختصاص يافته است.

لذا به منظور جلوگيري از ادامه اين روند لازم است تا با يك نگرش كلي نگر تمامي مسائل گياهان زراعي كشور مشخص و برنامه‌ريزي صحيحي براي آنها تدوين شود.

متخصصان علم زراعت ايران بر اين باورند که آينده محصولات فراموش شده بستگي به چند عامل دارد. نخست انجام تحقيقات لازم براي توليد، يافتن واريته‌هاي جديد و روش‌هاي اصلاحي بويژه براي مقابله با آفات و بيماري‌هاي گياهي و دوم ايجاد منبع دائمي براي تامين بذر و ساير مواد تكثيري و قابل دسترسي براي زارعان است.

اساس اين فرآيند نيز فعاليت‌هاي بخش ترويج كشاورزي است كه مزاياي محصولات فراموش شده را از نظر ارزش غذايي و سهولت توليد نسبت به محصولات غير بومي نشان ‌دهد.

آنچه بايد در حال حاضر مدنظر قرار داد مشاركت موسسات ملي و بين‌المللي است كه قادر به ارائه منابع، تكنولوژي و تخصص به كشور هستند. اين تلاش‌ها بايد با مطالعات جديد درخصوص عمليات پس از برداشت، بازاريابي و ترويج ارزش غذايي آنها همراه باشد.

براين اساس به نظر مي‌رسد مواردي همچون ارائه طرح ملي به منظور احياء گياهان فراموش شده يا در حال فراموشي با همكاري كليه دانشگاه‌هاي داراي تجهيزات و تجارب علمي مفيد و همچنين موسسات و وزارت‌خانه‌هاي مربوطه، تخصيص اعتبارات بيشتر به بخش تحقيقات به منظور بررسي عوامل موثر بر روي افزايش راندمان و عملكرد محصولات، شناسايي و مطالعه برروي ارقام مقاوم و با عملكرد بالاي اين گياهان، اجراي تحقيقات لازم در جهت مقاوم‌سازي گونه‌هاي مورد مطالعه نسبت به آفات و بيماري‌ها و شرايط نامساعد محيطي، ايجاد كلكسيون‌هاي ژرم پلاسم منطقه‌اي و ملي، شناسايي محدوده پراكنش ژرم پلاسم‌ها و جمع‌آوري و ارزيابي آنها به صورت محلي يا منطقه‌اي، اجراي مطالعات لازم در خصوص عمليات پس از برداشت‌ از جمله ماندگاري محصول و فرآوري‌هاي بعدي،مطالعه در خصوص بازاريابي داخلي و خارجي، ترويج ارزش غذايي هر يك از محصولات در سطح وسيع و نيز همكاري مستمر با موسسات بين‌المللي در اين مسير موثر واقع شوند.

انتهاي پيام

منبع: http://www.it4u.ir

+ نوشته شده در  دهم بهمن 1386ساعت 18:32  توسط فخرالدین هاشمی شادگان  | 

http://wwwuser.gwdg.de/~uaoe/Agroecology.htmlآدرس داشکده آگرواکولوژی در آلمان

 

 

اهميت تنوع بذر و بذر بومي در کشاورزي پايدار 

 

 چرا تنوع زيستي در کشاورزي اهميت دارد؟

کشاورزي مدرن و يا صنعتي تعداد خيلي کمي از ارقام بذر و نژادهاي دام را بکار مي‌گيرد (يعني درصد پاييني از تنوع ارقام بذر بومي موجود در جهان). اين بذرها به هيچ عنوان قادر به پاسخ‌گويي به نيازهاي متنوع و در حال تحول هم کشاورزان و هم محيط طبيعي نيست. ارقام پر محصولي که توسط نظام تحقيقاتي جديد (چه به شکل دولتي و يا به شکل خصوصي) توليد شده‌اند نياز به کار‌برد کودها، مواد شيميايي و آب بسياري است که هم هزينه بردار است و هم از نظر محيط زيست پايداري نخواهد داشت.

 

 دلايل از بين رفتن تنوع زيستي کشاورزان چيست؟

 ورود انقلاب سبز در ايران (که در دهه 1950 و با حمايت اصل چهار ترومن -رئيس جمهور آمريکا در آن زمان – اتفاق افتاد) ترويج استفاده گسترده از ارقام پر محصول و آفت‌کش ها را همراه داشت. همچون تمام کشورهايي که از اين فن‌آوريها استفاده گسترده کردند در ايران نيز بسياري از بذرهاي بوميمان به حاشيه رانده شدند و بالاخره حذف شدند. همچنين با پيدايش علم اصلاح نباتات به عنوان زمينه فعاليت تخصصي افراد تحصيل کرده، کشاورزان نقش سنتي خود را (يعني اولين بهنژادگران دنيا و موفقترين محافظان تنوع زيستي کشاورزي در تاريخ) به محققين باختند. البته ناگفته نماند که امروزه محققين و بهنژادگراني هستند که تلاش مي‌کنند با کشاورزان همکاري و همفکري کنند: به عنوان مثال به اين صفحه رجوع کنيد.   

امروزه، بسياري از متخصصين نگران پديده فرسايش  ژنتيکي (از بين رفتن بذرهاي بومي و تنوع زيستي کشاورزي) در جهان هستند. اين فرسايش با خصوصي سازي بخش بذر و ورود ارقام تراريخته (GMO) سرعت مي‌يابد. امروزه مقررات حاکم بر توليد، استفاده، و خريد فروش بذر با قوانين بازاريابي و حقوق مالکيت معنوي آميخته شده اند. آنها تعيين مي‌کنند چه بذرها مي‌توانند به فروش برسند و يا مبادله يا حتي استفاده گردند. براي اطلاعات بيشتر در مورد ارقام تراريخته و خصوصي سازي بخش بذر به اسناد زير رجوع کنيد:

1 . قانون بذر ايران.

2 . سند ملي بذر ايران.

 

با پيدايش بحران محيط زيست، بحران غذا و تغييرات اقليمي اهميت تنوع بذر و به خصوص بذر بومي در حال پيدا کردن جايگاه اصلي خود است. براي اطلاعات بيشتر در مورد نظر کشاورزان ايراني به اين موضوع به گزارشات زير رجوع شود:

۱  . ‫جلسه کشاورزان پيرامون اهميت حفاظت از بذرهاى بومى.

۲  . ‫گزارش شرکت کشاورزان ايراني درکنفرانس منطقه‌اي کشاورزان در ايکاردا.

 در کتاب  دانش بومي در زراعت برنج در فصل دوم به نام منابع ژنتيکي و انتخاب بذر به موضوعات زير اشاره شده است:

                               *           اهميت تنوع زيستي کشاورزي و بذر بومي

                                *            چگونه اينها از بين رفتند

                                *             تاريخچه و تأسيرات انقلاب سبز

                               *          تأسيرات ارقام تراريخته بر تنوع زيستي کشاورزي

                                *             سرقت زيستي

                               *           اهميت حفاظت از ارقام بومي بذر برنج و دانش بومي مرتبط با آن در آسيا

 

 

چگونه مي شود از تنوع زيستي حمايت کرد؟

براي حفظ اين تنوع ژنتيکي و اطمينان از دسترسي به بذور و دام متناسب با وضعيت اقتصادي، محيطي و فرهنگي، کشاورزان بايد به ارقام بومي دسترسي داشته باشند و در فرآيند تحقيقاتي و اصلاح بذر شرکت داشته باشند. اين رويکرد در ايران در چارچوب طرحهاي بهنژادي مشارکتي در دست اجرا است.

 منبع:   http://www.cenesta.org/en/about.htm

Centre for Sustainable Development & Environment

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1386ساعت 23:32  توسط فخرالدین هاشمی شادگان  | 

[ Photo ]
+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1386ساعت 23:14  توسط فخرالدین هاشمی شادگان  | 

نما

توسعه پایدار کشاورزی

مقدمه:
   هم اکنون بیش از سه دهه از توجه جهانی به موضوع حفاظت محیط زیست وحدود دو دهه از مباحث پیرامون توسعه پایدار می گذرد. قبل از این ایام، در تمامی پروژه های توسعه، صرفاً دیدگاه اقتصادی و ایجاد در آمد و بازده اقتصادی بیشتر، مد نظر بود. لیکن در دهه 1970 میلادی این ذهنیت در افکار سیاستگذاران و برنامه ریزان توسعه مطرح گردید که این گؤونه روند رشد اقتصادی نهایتاً منجر به تخریب محیط زیست، نا برابری اجتماعی،کاهش منابع و... میشود وجبران این معضلات در دراز مدت موجب ضررهای فراوان اقتصادی خواهد شد.
   کمسیون جهانی محیط زیست و توسعه در سال 1987 ، توسعه پایدار را چنین تعریف کرد: «توسعه ای که بدون مخاطره انداختن توان نسلهای آینده برای رفع نیازهای خود، پاسخگوی نیازهای حال حاضر باشد». این مفهوم طی تعریف زیر برای بخشهای مواد غذایی وکشاورزی دقیقتر بیان شد ودر سال 1988 توسط شورای فائو مورد پذیرش قرار گرفت:
   «توسعه پایدار، مدیریت و نگهداری منابع طبیعی و جهت بخشی تحولات وساختار اداری است، به طوری که تأمین مداوم نیازهای بشری و رضایتمندی نسل حاضر و نسلهای آینده را تضمین کند. چنین توسعه پایداری(در بخشهای کشاورزی، جنگلداری وشیلات) با حفاظت زمین، آب وذخائر ژنتیکی گیاهی وجانوری همراه است، تخریب زیست محیطی به همراه ندارد، از فناوری مناسب استفاده می کند، از نظر اقتصادی بالنده وپایدار واز نظر اجتماعی مورد قبول است.»

اهداف اساسی توسعه پایدار کشاورزی
* امنیت غذایی از طریق ایجاد توازن مناسب وپایدار بین خودکفایی واتکای به نفس؛
* ایجاد درآمد واشتغال در نواحی روستایی، خصوصاً به منظور ریشه کنی فقر؛
* حفظ منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست.

راهبردهایی برای توسعه پایدار کشاورزی و روستایی:
سه معیار کلیدی برای گزینش روشهای راهبردی در مورد کشورهای صنعتی وکشورهای در حال توسعه به طور یکسان قابل اعمال هستند:
1-افزایش کارایی وبهره وری:کارآیی وبهره وری از طریق کاربرد پایدارتر منابع از جمله نیروی کار، دسترسی بهتر به تکنولوژیهای جدید، استفاده صحیح از نهاده ها وچرخه های زیست شناختی و فرآوری در مزرعه قابل افزایش است.
2- ایجاد تنوع:در این راستا دو نوع تنوع مختلف قابل حصول است: تنوع در نظامهای تولیدی وتنوع در فعالیتهای اقتصادی. نوع اول از طریق سازگارکردن الگوهای کشت محصولات، فعالیت های دامداری، نظامهای پرورش آبزیان، روشهای ماهیگیری و شیوه های جنگلداری با استعدادها و محدودیت های منابع طبیعی حاصل می شود. نوع دوم در نتیجه تلفیق تولید زراعی، جنگلداری وشیلات با فرآوری محصولات تولید شده و تلفیق مشاغل در مزرعه با مشاغل بیرون مزرعه به دست می آید.
3- افزایش برگشت پذیری و به حداقل رساندن مخاطرات: بیشتر روشهایی که برای تولید، فرآوری، خرید وفروش و مصرف محصولات زراعی، دامی و ماهی استفاده می شوند موجب اتلاف منابع و نهاده ها می گردند و خسارات قابل توجهی را قبل و بعد از برداشت دارند. این امر نه تنها موجب کاهش ستانده ها و درآمد می شود بلکه به زوال محیط زیست یعنی نابودی نباتات، فرسایش خاک، آلودگی آبهای زیر زمینی وآلودگی غذا منجر می گردد. اما در خود مزرعه، ضایعات را می توان به عنوان نهاده بازیافت کرد ویا اینکه آنهارا به عنوان محصولات جنبی (از قبیل سوختهای به دست آمده از موجودات زنده) مورد استفاده قرار داد. افزایش اتکا به فرآیندهای زیست شناختی که طبیعت ارائه میدهد،می تواند از هزینه نهاده ها بکاهد.
 

عناصر اساسی چهارچوب تپاکور

(توسعه پایدار کشاورزی و روستایی)

فعالیتهای منسجم

در سطح دولتها
سیاستها،اهرمها، برنامه های توسعه، اصلاحات اراضی، پیمایشهای تغذیه ای، کیفیت و امنیت غذایی، داده ها، نظارت، نظامهای هشدار دهنده زود هنگام

 

در سطح اجتماعات روستایی
توسعه سازمانهای محلی و ایجاد ظرفیت برای مشارکت مردم، آموزش، ترویج

 

در سطح واحدهای تولیدی
نظامهای کشاورزی، متنوع سازی به منظور افزایش درآمدها، ایجاد صنایع روستایی، اعطای اعتبار و بازار یابی

 

در سطح مصرف کنندگان
بهبود وضع تغذیه و کیفیت غذایی، تنظیم الگوهای برنامه غذایی، بازاریابی محصولات

منابع طبیعی کلیدی

زمین
برنامه ریزی کاربرد زمین، مدیریت زمین، حفاظت خاک، احیای زمینها

 

آب
بهبود آبیاری، حفاظت آب، توسعه بانک اطلاعاتی آب، تشکیل انجمنهای مصرف کنندگان آب

 

منابع زیست شناختی گیاهی و حیوانی
حفاظت از منابع ژنتیکی، توسعه انواع وگونه ها

 

درختان وجنگلها
کاهش نرخ جنگل زدایی، مدیریت جنگل و برداشت چوب به طور پایدار، ارتقای کاربردها و صنایع غیر چوبی جنگلها، حفاظت زیستگاهها

 

شیلات
کاهش عملیات ماهیگیری به منظور بیشینه کردن تولید، افزایش تولید پرورش آبزیان، بهره برداری از گونه های جدید
 

نهاده های بیرونی کلیدی

مهار آفات
برنامه ها وپروژه های مهار منسجم آفات، کنترل کاربرد سموم دفع آفات
 

 

تغذیه گیاهی
برنامه ها وپروژه های تغذیه منسجم گیاهی

 

 

انرژی روستایی
انتقال تکنولوژی و راهبردهای ملی به منظور توسعه منسجم انرژی روستایی
 

کاربرد متعادل نهاده های کشاورزی
استفاده از نهاده های بیرونی در کشاورزی (عمدتاً کودهای معدنی، سموم دفع نباتات وگونه های دانه ای اصلاح شده)به علت خطرات زیست محیطی استفادۀ بیش از حد آنها، مورد اختلاف نظر بسیار بوده اند. استفاده بیش از حد نه تنها تهدیدی برای محیط زیست است، بلکه هزینه تولید کشاورزان مناطق حاشیه ای را نیز افزایش می دهد. در کشورهای صنعتی، «نهاده های کم» به معنی کاهش سطوح بالای کاربرد کنونی آنهاست.
   سطح مناسب نهاده ها برای کشاورزی پایدار چیست؟ در نظامهای تغذیۀ منسجم گیاهان،مواد آلی وکودهای معدنی، به منظورجایگزینی مواد غذایی گیاهی که توسط محصولات زراعی مصرف شده اند، با هم ترکیب می شوند وموجب افزایش باروری خاک می گردند. نظامهای تغذیه منسجم گیاهان را می توان با منابع موجود در شرایط کشاورزی- بوم شناختی و نظامهای کشاورزی مختلف سازگار کرد.
   مهار منسجم آفات، جزءکلیدی دیگری از نظامهای کشاورزی پایدار است. شیوه های کاشت وتولید، از طریق به حد اقل رساندن کاربرد سموم شیمیایی، دفع آفات وبه کار گرفتن اصول مبتنی بر بوم شناسی آفات (از قبیل چرخه های زندگی آفات وروابط صیاد/ صید)، قابل اصلاح هستند، به طوری که کشاورزان بتوانند از هزینه های خود بکاهند واز خطرات ناشی از کاربرد بیش از حد سموم دفع آفات احتراز کنند.
   در عین حال، محروم کردن کشاورزان از کاربرد نهاده ها، که باعث کاهش تولید محصولات کشاورزی می گردد، راه حل مناسب مشکل نخواهد بود. تعیین توازن مناسب بین تکنولوژیها، به منظور تضمین کاربرد بی خطر نهاده ها، با توجه به شرایط محلی در کشور، وظیفۀ پژوهشگران است؛ و ایجاد انگیزش و زیر ساخت اقتصادی، به منظور تأمین دسترسی به نهاده های مورد نیازشان، وظیفه سیاستگذاران است.


گردآوری: یاسمین کوچک زاده
مشاور فنی مدیر عامل شرکت مادر تخصصی خدمات کشاورزی
                                                                                                                                                       
+ نوشته شده در  هفدهم شهریور 1386ساعت 22:17  توسط فخرالدین هاشمی شادگان  | 

 

کشاورزي رايج در مقياس جهاني با مشکلات و چالش‏هايي جدي مواجه است که مهم‏ترين آنها عبارتند از عدم امنيت غذايي و گرسنگي نزديک به 800 ميليون نفر از مردم جهان، آلودگي منابع آب و خاک به مواد شيميايي کشاورزي (کودها و آفت‏کش‏ها) و کاهش شديد تنوع زيستي. بر همين اساس، در دو دهه اخير تلاش‏هاي بسياري براي يافتن الگوي نويني براي نظام‏هاي کشاورزي پايدار به انجام رسيده است. کشاورزي اکولوژيک که يکي از شاخه‏هاي کشاورزي پايدار به شمار مي‏رود به معناي فعاليت‏هاي کشاورزي به شکلي است که ضمن توليد محصول به مقدار کافي و پايدار، پيامدهاي زيست‏محيطي کشاورزي به کمترين مقدار برسد و بر همين اساس، به آن کشاورزي بوم‏سازگار نيز گفته مي‏شود.    

                

Sustainable Agriculture photo montage

+ نوشته شده در  سوم شهریور 1386ساعت 11:36  توسط فخرالدین هاشمی شادگان  | 

+ نوشته شده در  هجدهم مرداد 1386ساعت 18:19  توسط فخرالدین هاشمی شادگان  | 

+ نوشته شده در  هجدهم مرداد 1386ساعت 18:18  توسط فخرالدین هاشمی شادگان  |